18 ماهگی
سلام امروز روز تولد 18 ماهگیم هست فعلا تا 3شنبه یا شاید هم یکشنبه هفته آینده از واکسن خبری نیست. بابایی باز دیشب رفت شیراز و من و مامانی رفتیم خونه مامان جون!! حسابی شیطونی کردم تا بالاخره خوابم برد اونم ساعت 12 و نیم شب. از کارای اخیرم بگم که علاقه زیادی پیدا کردم به پر و خالی کردن مثلا کشوی لباسام رو بیرون میارم و خالیش میکنم بعد دوباره میذارم سر جاش یا کابینتهای آشپزخونه که دیگه از دستم در امان نیستن توی یک هفته گذشته دو تا ظرف شکستم خدا رو شکر خودم طوریم نشد. یا از میز lcd بالا میرم و دستگاه دیجیتال رو روشن خاموش میکنم و ظرف های دکوری روش رو پرت میکنم مامانم هم فعلا در حال استتار کردن ظرف هاست. دیروز که با مامان تنها بودیم و اون ...
نویسنده :
مهرسا
8:57




