سفر تابستانی 98 اولین خانوادگی
سلام بالاخره بعد از کش و قوس های فراوان از اینکه کجا بریم با کی بریم و با چی بریم، دل رو به دریا زدیم و بلیط قطار سفر مشهد رو گرفتیم. اول قرار بود با مامان جون اینا بریم ننه جون هم در آخرین لحظات اضافه شدن اما مامان جون اینا به دلایلی منصرف شدن . مامان هم خیلی ناراحت بود تا جایی که تصمیم گرفت اصلا ماهم نریم سفر اما دیگه عاقبت رفتنی شدیم. روز 3شنبه 22 مردا صبح ساعت 10 با ماشین خودمون راه افتادیم به سمت بندرعباس حالا بماند که صبحش تو خونه به مامان گفتم که ننه جون خروپف میکنه حالا چیکار کنم باید شب تا صبح اونجا بیدار بمونم باید اتاقمون رو جدا کنیم. دیگه مامان منو راضی کرد که باشه اگه هتل اتاق جدا داشت اتاق ها رو جدا می کنیم. توی راه مح...



